دلیل استقبال سنگین از لایو های تتلو چه می‌باشد

پس ‌از پایان قرن ها وسطا و پیامدهای ویرانگرش , در فرآیندی یکسری صد ساله , بشر اروپایی امروزی به‌این اعتقاد رسید که می بایست فرمان مقدس را از سامان اجتماعی و سیاسی کنار بگذارد و به خلوت محرمانه و شخصی محدود نماید . ولی حاکمیت عقلانیت ابزاری و عملکرد برای حذف آیین به خلاء معنی و شور و شفقتی که یک ماجرا ایمانی برمی‌انگیخت منتهی شد . ایدئولوژی‌ها کوشیدند جای آیین را در قلمرو همگانی پُر نمایند و کارکردهای مذهب‌ها را در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی به عهده بگیرند و در این سو بعضی از آنها مجدد دست‌به‌دامانِ آئین شدند . ’ الهیات آزادی‌بخش ‘ در آمریکای لاتین در دهه‌های 50 و 60 , انقلاب کشور‌ایران در دهه‌ی 70 , و ’ تکان هم بستگی ‘ لهستان در دهه‌ی 80 میلادی از نمونه‌های چشمگیرِ نقش‌آفرینیِ دوباره‌ی آئین در عرصه‌ی سیاست همگانی بودند , با این‌وجود , از آن دوران کماکان در سراسر عالم فرآیند دموکراتیک‌سازی , قداست‌زدایی و عرفی‌سازی ادامه پیدا کرده و سبک‌های مذهبیِ فردگرایانه رواج شده‌است و – جز در مورد ها معدودی – راه نهادگرایانه به آئین , اعتبار سنتی‌اش را بدست نیاورده است . در واقع در حالتی که در قرن بیستم ایدئولوژی‌های دین‌پناه , روشی مبارزاتی در انقلاب‌های استقلال‌طلبانه درمقابل استعمار فرنگی یا این که نظام‌های خودکامه و تمامیت‌خواهِ داخلی بودند , در یکی – دو دهه‌ی اخیر , مداخله‌ی فراگیرتر مذهب در قلمرو سیاسی دلالت‌ها و کارکردهای دیگری یافته است .

آن‌چه رستاخیز تازه‌ی مذهب در سیاست را با همه اعصار قبلی متفاوتی مینماید – به گمان نگارنده – در شعور پارادوکس دنیا محرمانه و همگانی مذهب مخفی است ; بدین معنی‌که با وجود تأکید بر فردیت و معنویت , و گذار از شیوه نهادگرایانه به مذهب , هم زمان از قابلیت‌های اجتماعی مذهبها در رقابت‌های سیاسی افتتاح می گردد . کاری که پوپولیسم با مهارت و زیرکی خوب تر از هر مذاکره سیاسی دیگری انجام می دهد . اما بنظر میاید که غلبه‌ی نگرش‌های فردگرایانه و گرایش‌های معنوی به آیین در عالم روز جاری منجر شده که پژوهش‌های علمی و دانشگاهی کافی در زمینه‌ی نقش سیاسی پیچیده و ضد هم مذهب‌ها انجام نگیرد . اکنون ما در عصر پسا – عُرفی ( post – secular ) هستیم . دورانی که مرز میان حوزه‌های متعدد زیست انسانی لغزنده شده و گهگاه در نیز تلفیق و گهگاه تفکیک می شوند ; سیاست و مذهب نیز از این وضعیت متأثر شده‌اند و مستثناء نبوده‌اند . به این ترتیب , پیش از پرداختن به رابطه‌ی دربین سلبریتی و مذهب , با حداکثر اختصار و ایجاز , نگاهی گذار به نقش مذهب در گفتمان‌های پوپولیستی معاصر می‌اندازیم .

پوپولیسم مذهبی در عالم

1 – فرانسه و دیگر کشورهای اروپا

ژان ماری لوپن ( بابا مارین لوپن ) بنیانگذار جناح ملی فرانسه , حزب راستگرای تندرو , در خطابه‌های سیاسی‌اش از کتاب مقدس نقل عهدوپیمان می نماید و از پروردگاری که در شرایطی که از شهر حراست نماید پاسبانیِ نگهبانان بیهوده است , از نیروهای فوق ارگانیک که به امداد فرانسه آمده‌اند , از پشتیبانی مشیت الهی و شکست‌ناپذیری ملت فرانسه ; لوپن معتقد است که مورخ را توالیِ ساده‌ی علت و عقب افتاده جسمی نمی‌سازد بلکه پایه‌گذار مورخ , ظهور غیرمنتظره‌ی رخدادهای بزرگ و لحظات سرنوشت‌ساز است . وی از نجات و رستگاری فرانسه‌ی جاوید میگوید , از نقطه‌ی پایان‌گذاشتن بر فردگرایی و ماتریالیسم , از شرّی که در روح و قلب فرانسوی‌ها شکافت و منزل نموده است ; ژان ماری لوپن سیاستمداری است که بوضوح می کوشد در قامت یک ’ مُبلّغ مذهبی ‘ ظواهر شود .

در دیگر کشورهای اروپایی هم – اکثر وقت ها – راستگرایان با سنت‌های سیاسی , فرهنگی و اجتماعی گوناگون بوده‌اند که به مذهب متوسل شده‌اند تا با رویکردی پوپولیستی یک نام‌و‌نشان ملی – مسیحی بسازند . این هویت‌گرایی پوپولیستی در اروپا بیش تر از تمامی معطوف به سیاست‌های ضد – مسافرت و ضد – اتحادیه‌ی اروپا بوده است .

2 – آمریکای لاتین

انقلاب رهایی‌بخش و استقلال‌طلبانه‌ی آمریکای لاتین برعلیه استعمار در قرن نوزدهم از جنبشی سیاسی بالاتر رفت و تعبیری مسیحی و الهی پیدا کرد و به الگوی مقابله ابدیِ خیر و شرّ تبدیل شد و به یاد ’ سیمون بولیوار ‘ با اسم ’ انقلاب بولیواری ‘ تا روز جاری استمرار یافته است . انقلاب چپ‌گرایانه‌ی ’ هوگو چاوز ‘ ( 1999 – 2013 ) با اتکاء بدین سنت سیاسی به موفقیت رسید . وی مبارزه‌ی سیاسی با الیگارشیِ حاکم بر ونزوئلا را با انقلاب بولیواری قیاس می کرد ; انقلابی که با وعده‌ی پادشاهی عدالت و حکومت مسیح , خیر تنها از الگوهای مذهبی فایده می گیرد بلکه وجهی هزاره‌گرایانه و منجی‌گرایانه نیز به آن می بخشد .

3 – پوپولیسم در شرق ; روسیه , هند , فیلیپین

قانون اساسی کشور در هر سه مرز و بوم روسیه , هند و فیلیپین سکولار است با این‌حال کنش سیاسی در آنها زیاد متأثر از مذهب است چرا‌که روسیه بیشترین جمعیت مسیحی ارتدوکس شرقی را دارااست و پنج‌مین میهن مسیحی دنیا است , هند یکی‌از مذهبی‌ترین کشورهاست با اصلی ترین جمعیت هندو , که سومی مذهب جهان از لحاظ جمعیت است و وسیع ترین قسمت کمتر مسلمان که دومی مذهب عالم است ضمن آن‌که تقریب می‌زنند تا 2050 میلادی مطرح ترین جمعیت مسلمان را خواهد داشت . فیلیپین هم ششمی ملت مسیحی دنیاست و سو‌مین ملت کاتولیک را داراست .

در روسیه , ‌کلیسای کاتولیک شرقی پس از انقلاب بولشویکی 1917 و سالها به مُحاق‌رفتن مجدد به معاش سیاسی روسی بازگشته است . پوتین که معتقد بود بعداز فروپاشی شوروی کمونیست خلائی ایدئولوژیک پدید آمده با آغوش گشوده مسیحیت ارتدوکس و قیمت های سنتیِ برآمده از آن را به عهده گرفت و کوشید دربین کلیسا و دولت پُلی بزند و از آن همچون یک عنصر دارای اهمیت در ایدئولوژی ملی و چه بسا سیاست فرنگی به کارگیری نماید ; اسقف بزرگ مسکو هم در احیاء این نقش , همیاری قربت با پوتین داشته است .

در هند , نارندرا مودی ( Narendra Modi ) که یک راستگرا و ملی‌گرای هندو است هنگامی در سال 2014 به اقتدار رسید دست به اصلاحات اقتصادی زد و موفقیت‌اش سبب ساز محبوبیت 88 درصدی وی ( آمار 2017 ) دربین مردمان هند شد . البته مودی از مداخله‌ی مذهب در سیاست‌‌ورزیِ خویش هم غافل نماند و آشکارا رویکردی ضد – اسلامی در پیش گرفت تا جایی‌که مجرم به همدستی در کشتار 2000 مسلمان در شورش‌های گُجَرات شده‌است .

در فیلیپین رابطه‌ی رودریگو دوترته با کلیسا و مذهب یک کدام از پیچیده‌ترین ارتباط ها است و می‌توان آن را نمونه‌ای شاخص از همیاری ضد هم و کنایه دار بین مذهب و سیاست تلقی کرد . دوترته با وجود دور اندیشی از شکافت عمیق و گسترده‌ی کلیسای کاتولیک در معاش فیلیپینی‌ها ( از قرن شانزدهم میلادی ) تندترین هجوم ها را با بی‌ادبانه‌ترین لهجه مقابل آنها بکار میگیرد و به طور همزمان از پشتیبانی رأی اکثریت برخوردار است!

در واقع وی کلیسای کاتولیک را نهادی معرفی کرده که همدست نخبگان فاسد است و با ساختن رویارویی نخبگان – مردمان , حمایت توده‌ای دوستداران را بدست آورده است ( با شرحی که در یادداشت‌های پیش آمد ) . دوترته از یکسو به آزار جنسی خویش به وسیله یک کشیش کاتولیک اشاره می‌نماید و با تداعی رسوایی‌های جنسیِ ارگان کلیسا به انگاره‌ی خرابی نخبگان دامن میزند و از طرف دیگر از تعلقات فردگرایانه‌ی مذهبیِ مردمان برای بسیج‌سازی سیاسی آن ها به کارگیری می نماید , با تأکید بر این‌که دوستان عزیز خیر و خوبی داراست که کشیش می باشند ( ناوابسته به نخبگان مذهبی فاسد ) . پروتستان‌های اِوانجلیک ( evangelical ) – که در بخش کمتر می‌باشند – کاملاً از وی حمایت می کنند ولی کلیسای کاتولیک بدلیل محبوبیت دوترته خصومت علنی مقابل وی نشان نمی‌دهد و با رفتاری محتاطانه می کوشد فاصله‌ی اخلاقی‌اش را با دوترته مراقبت نماید ; به دلیل آنکه وی به بهانه‌ی تقابل با خرابی و مواد مخدر با طرح‌های پوپولیستی دست به کشتار و جنایات بشری میزند تا آن‌جا که جنایتکار است مجرمان را از هلی‌کوپتر به تحت پرتاب کرده است! دوترته در برخی خصلت‌ها شباهت غریبی با دونالد ترامپ دارااست و برغم دعواهای لفظیِ گهگاهِ آنها باهم بنظر می رسد که ترامپ به شیوه‌ی حکمرانی فیلیپین , روسیه و هند علاقمند است و کارایی کرده با این سه مرزو بوم ارتباط ها حسنه‌ی سیاسی و اقتصادی برقرار نماید .

4 – آمریکا ایالات متحده

برخلاف اروپای معاصر که نقش مذهب سیاسی در آن ها کمرنگ بوده و در سال‌های اخیر پر رنگ شده , مذهب در ایالات متحده هیچ‌گاه از قلمرو همگانی حذف نشده است ; در واقع از به عبارتی اولیه حرکت پوپولیستی در دهه‌ی 1890 میلادی ( حزب مردمان ) پروتستان‌های اِوانجلیست , حمایت کننده آن تکان بودند و تفسیری شرعی به مبارزه‌ی سیاسی – اقتصادی اضافه کردند . ولی ممکن است یکی جالب‌ترین نسخه‌های پوپولیسم مذهبی در دهه‌های اخیر , حرکت ’ تی‌پارتی ‘ ( Tea Party ) است که از باطن یک حرکت سکولار سربرآورد و هواداران‌اش به ’ تیوانجلیست‌ها ‘ ( Teavangelists ) دارای اسم و رسم شدند . آن ها مدعا حکومتی ذیل امر پروردگار می‌باشند و می خواهند ایالات متحده را به ریشه‌های یهودی – مسیحی اش بازگردانند . تیوانجلیست‌ها از بیداری ( awakening ) می گویند و از تقرب دوباره‌ی مردمان به آفریدگار .

حتی‌در درباره‌ی دونالد ترامپ , که مذهب صریحاً نقشی در رقابت با هیلاری کلینتون نداشت , دوستداران مذهبی‌اش جبهه‌ی قدرتمندی را تشکیل دادند ; از معارضان سقط جنین و کاتولیک‌های رومی تا پروتستان‌های اوانجلیک و یهودیان هوادار اسرائیل . بدین نمونه‌ها می‌توان نقش مذهب در سیاست‌ورزیِ مصر , ترکیه , اندونزی , اسرائیل و اکثری دیگر را طولانی تر کرد .

سلبریتی‌زدگی مذهب

چنان‌که در یادداشت‌های پیشین گفته شد در‌حالتی که در عالم پوپولیسم , سیاستمدار عامه‌پسند , دلاور سیاست است سلبریتی عامه‌پسند , دلاور لذت و سرگرمی است . در واقع , سلبریتی‌زدگیِ آئین یعنی به لبه راندنِ وجوه عقلانی و معرفتی و فضیلت‌های نیازمند ریاضت و خودسازی , و پر رنگ کردنِ جنبه‌های رمانتیک , سطحی , اشاعه خام‌عقلی , قشری‌نگری و ظاهرگرایی و سرگرمی‌سازی ; بر این پایه در حالتی که پوپولیست مذهبی , با مقدس‌سازی عامه‌پسندِ سیاست , دستور مقدس را مسخ می کند , سلبریتی‌زدگی مذهب , در حقیقت به لذت و سرگرمی , رنگ قداستی عامه‌پسند میزند و فرمان مقدس را مسخ خواهد کرد . مصداق این ویژگی‌ها , برخی از مبلغان مذهبی و – بویژه در کشور ایران – بعضی از مداحان می‌باشند که می‌توان آن‌ها‌را تجسم تمام‌عیارِ سلبریتی‌زدگی آئین دانست .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

کنسرت پر حاشیه ی همایون شجریان

ج خرداد 9 , 1399
همایون شجریان خواننده آهنگ اهل ایران یک‌شنبه چهارم خرداد ساعت ۲۱ و هم‌زمان با فرا وصال عید سعید فطر , کنسرت آنلاینی را به رهبری بردیا کیارس در سالن هم بستگی تهران برگزار کرد . در‌این کنسرت که با ملازمت ۳۵ نوازنده پیش روی مخاطبان قرار گرفت , همایون شجریان تحت عنوان خواننده حضور داشت . لبه نو برای همایون شجریان درین اجرا قطعاتی چکیده از آلبوم‌های «نسیم وصل» و «با ستاره‌ها» به آهنگسازی و تنطیم محمد جواد ضرابیان و […]