«محمدرضا شفیعی کدکنی» شاعری بی نظیر

«محمدرضا شفیعی کدکنی» شاعری بی نظیر

سایه میگوید : ‌ «او بر چکاد بلندی ایستاده که نیازی به انکار دیگران ندارد و این موهبتی الهی است» و زرین‌‌کوب بعداز خواندن مجموعه اشعارش می‌نویسد : «خرسندم که شعر واقعی ما در صاف‌ترین و درخشان‌ترین گونه های خود شکفت و این آرزوی دیرینم برآورده شد» و «اخوان ثالث» اشاره دارد که : «در سروده‌های این شاعر با جانی نجیب سرو کار داریم» و هزاران تمجیدِ دیگر ; «محمدرضا شفیعی کدکنی» البته خویش بارها , دست به انکار خویش زده و در همین مقدمه‌ی «طفلی به نام شادی» که پس از 23 سال منتشر شده , نوشته است : «در تمام مدّتِ شاعریِ اینجانب – که عمری شصت و چندین ساله دارد –همچنان آدم عقب‌مانده‌ای باقی مانده‌ام و در یک مورد نیز , نتوانستم وزن و قافیه و مضمون‌ و عشق و تأمّلاتِ وجودی و ایران را به کناری نهم و «آوانگارد» شوم . بدبختی ازین بالاتر؟»

«محمدرضا شفیعی کدکنی» و بدبختی هایش

البته آنچه او آن را «بدبختی» می‌نامد , به‌خاطر آگاهی‌اش از اهمیت شکل و بافت بیرونی شعر و جدایی‌اش از صورت‌گرایی و فرمالیسم افراطی است که در شعر بسیاری از شاعران چشم میگردد . به گواهِ اکثری از منتقدان , البته وی بیش تر از هر شاعرِ معاصرِ دیگری به آهنگ شعر اعتنا داشته است و احاطه بی‌مانند وی در سود یافت کردن از وزن و سطر و قافیه شعر او را آهنگین و مطلوب برای اجرا توسط خوانندگان میکند .

«شفیعی کدکنی»‌ سال ها پیش , کتابی با نام «موسیقی شعر» نیز نگاشته است و از آنجا که در بسیاری از فصولِ کتاب , «موسیقی» مفهومی در حدود روابط حاکم بر یک «کل ادبی» دارد , نام «موسیقی شعر» را برای آن برگزیده است . او در‌این کتاب راجع‌به مفاهیمی چون دلالت موسیقایی کلمات , فارابی و موسیقی شعر , از موسیقی کیهانی تا موسیقی شعر ( آرای فلاسفۀ اخوان‌الصفا ) , ابن‌سینا و موسیقی شعر , چندآوایی موسیقی در منظومۀ شمسی مولانا و غیره کلام به میان آورده است .

در این سالیان , آثار فراوانی از این شاعرِ نام‌دار بوسیله بسیاری از آهنگ‌سازان مورد استفاده قرار گرفته است . در‌این گزارش نگاهی به آثار آهنگ ایران داریم که با اشعاری از وی اجرا شده‌است .

*محمدرضا شجریان و «محمدرضا شفیعی کدکنی»

«محمدرضا شجریان» حدود 40 سال پیش در برنامه گل‌های تازه ۷۲ , شعری از «شفیعی کدکنی» را در بیات ترک اجرا کرد . این قطعه با همراهی ویولن مرحوم معلم اسدالله ملک , تار استاد فرهنگ شریف و تنبک امیر ناصر افتتاح است . «آذر پژوهش» هم دکلمه‌ای از این انجام داده است : « دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم/ این درد نهان‌سوز , نهفتن نتوانم/ تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت / اینجانب مست چنانم که شنفتن نتوانم»

«محمدرضا شجریان»‌ یکی خوانندگانِ مورد علاقه‌ی شاعر بزرگ است , آن‌قدری که در ستایشِ او شعری هم سروده و گفته است : «صدای توست جاده‌ای که می‌رود که می‌رود/ به باغ اشتیاق ما وزان سحر برآورد/ بخوان که از صدای تو , در آسمان گلشن ما/ هزار قمریِ جوان مجدد پر برآورد/ سفیرِ شادی وطن , صفیر نغمه‌های توست/ بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد . »

شجریان و کدکنی

ماجرا اما به همین‌جا هم ختم نشده و او در یکی از کلاس‌های خویش به تاثیر ملودی قوی و اجرای استوار اشاره کرده و گفته است : «ملودی می‌‌تواند یک شعر ضعیف را جمع‌و‌جور نماید . شما تصنیف «میخانه»‌ از استاد شجریان نگاه فرمائید . اینجانب هر وقت این دلبر عزیز , طناز با منزه , بلند شو و بریز را میخوانم خنده‌ام می گیرد , مزخرف‌تر از این لغات چیزی نمی‌تواند باشد ; البته ملودی در‌این اثر تحت عنوان پیوست , عمل خودش را مینماید . حنجره شجریان اعجاز مینماید . ما قدر شجریان را نمی‌دانیم . یک نابغه‌ای در سرزمین ما در حوزه سرود پیدا شده و می‌توان با اطمینان ذکر کرد میراث موسیقایی شجریان , برابر ارثیه موسیقایی تمام خواننده گان ماست . »

او با گفتنِ جمله‌ی : «تنها هنرمندی که در این دوران می تواند ادعا کند , تالی ندارد و در بین پیشینیان نیز کسی به مرتبه او نرسیده , محمدرضا شجریان است» حجت را برای خواننده‌ی اسطوره‌ای تمام کرده و اما گفته است : «حق و حد خودم نمی‌دانم درباره مدرس شجریان صحبت کنم , چون من در موسیقی شنونده مبتدی و بی‌فرهنگی هستم و شجریان در موسیقی , جایگاه حافظ در شعر را دارد . »

«محمدرضا شجریان»‌ در گالری «فریاد» شعر «بوسه‌های باران» را از این شعر سرا بزرگ به اجرادرآورده است . وی در گالری «ساز خاموش» با آهنگ حسین علیزاده هم تصنیفِ ساز خاموش که بیش‌تر با «بزن آن زخمه» معروف است را هم بر اساس شعری از «شفیعی» خوانده است .

شفیعی کدکنی

*هوشنگ کامکار

هوشنگ کامکار , «کوچ بنفشه‌ها» را با نغمه «حمیدرضا نوربخش» بر اساس شعرهایی از استاد «محمدرضا شفیعی کدکنی» , ساخته است . شاعری که «هوشنگ کامکار» می‌گوید سال‌های جوانی‌اش را با وی و شعر‌هایش گذرانده است و البته معلم ادبیات هم از اتفاقی که در این میان رخ داده , خرسند به نظر می رسد و با اعتماد کامل به او گفته است : ‌ «به حضرت عالی اختیار تام میدهم که هرگونه به کار گیری از این شعر‌ها حق مسلم سرکار عالی است . »

کامکار تعریف نموده است : «در آن ایام در توده دوستان در خانه کوچک سه‌راه جمهوری روز جاری به خودم می‌بالیدم که اشعاری از کتاب «در کوچه باغ‌های نیشابور» را که جدید منتشر شده بود با صدای بلند و غرورآمیز برایشان می‌خواندم . حس عجیبی داشتم و خودم را جزء روشنفکران آن زمان می‌پنداشتم ; چون این اشعار بیان‌کننده حقیقی وواقعی حالات و اندیشه‌هایمان بود . »

کامکار یک‌سری سال پیش , بعداز ساخت اثر ها «در گلستانه» , «شباهنگام» , «دور تا نزدیک» , «محاق» تصمیم می‌‌گیرد که آلبومی فقط مختص اشعارِ او ضبط نماید و به همین‌خاطر مدت‌‌ها در قضیه انتخاب اشعار به تحقیق میپردازد و ابتدا اشعاری را که در طول جوانی‌اش دوست می‌داشته انتخاب می‌کند و بعد تعدادی شعر دیگر را نیز به آنها اضافه میکند و نتیجه‌اش می‌شود «کوچ بنفشه‌ها» , اثری در موسیقی ملی ایران برای ارکستر بزرگ سازهای غربی و ایرانی با سرود سولو و گروه کر .

*سالار عقیلی

«سالار عقیلی» قطعات بسیار بر اساسِ اشعارِ «شفیعی کدکنی»‌ دارد ; مثلا «زمزمه‌ها» برگرفته از اشعارِ این استاد بزرگ است که آهنگ‌سازی‌اش را «حمید متبسم» انجام داده و خود می گوید تیم ای از قطعات موسیقایی است که اشعار آن بر وزن مثنوی مولاناست .

در توضیح این گالری آمده است : «اگر شاعر , شاعر باشد و شعر چنان که می بایست , آهنگین و خیال انگیز , آن وقت است که موسیقی در برابر شعر , سرِ تعظیم فرود می آورد و شاعر , آهنگساز و خواننده را «به هر ساز که خواهد» , می نوازد و چه بسا نام آلبوم , وامدار شعر می شود . »

قطعات «به رنگ خواب» , «از آیینه خورشید» , «با چشمه ساران» , «در شبی خزانی» و «تا دریایی تو» تمامی بر اساسِ اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی می باشند .

«سالار عقیلی» در آلبوم «نگاه آسمانی» هم قطعه‌ی «یک مژه خفتن» و آواز این آلبوم را بر اساس شعری از این شاعر خوانده است .

*فرهاد مهراد

با باز شدن فضای موسیقی پاپ در دهه‌ی 70 , «فرهاد مهراد» دو ترانه‌ی «کهن بوم و بر» با شعری از مهدی اخوان ثالث و «کوچ بنفشه‌ها» از محمد رضا شفیعی کدکنی را منتشر کرد . وی «کوچ بنفشه‌ها» را در کنسرت کلن خویش نیز با چشمانی بسته , مثل وقتی که در کوچینی می خواند و با همان احساس و همان صدا اجرا کرد . این آخرین دیدار , با خواننده‌ای فروتن و بی‌ادعا بود که می‌گفت : «من در کار موسیقی یک مبتدی هستم , نه یک آدم کار آزموده . »‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

فراز و نشیب های موسیقی ایران قسمت اول

س تیر 10 , 1399
فراز و نشیب های موسیقی ایران قسمت اول – در چندین سال گذشته در موسیقی ایران از راک فارسی یا راک ایرانی بسیار گفته و شنیده شده‌است ; برنامه‌های تصویری و فیلم‌های مستند درست شده و مصاحبه‌های پرشماری با راکرهای ایرانی صورت گرفته شده‌است . حالا قرار است در صخره […]